همه چیز
یا
هیچ چیز
...
همه چیز
حتی خودم
...
هیچ چیز
حتی
تو
...
میرسه روزی که به این روزا به خندی .. به خندیم ..
باید بزرگ شد !!!
+ نوشته شده درجمعه 1385/06/31ساعت 22:28 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
به خدا
آدماش
تو
خودم
دلم
دلت
اشکات
اشکام
راه
بی راه
..
به فردا
..
+ نوشته شده درجمعه 1385/06/31ساعت 1:51 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
چه رسمی داری ای دوره زمونه
+ نوشته شده درپنجشنبه 1385/06/30ساعت 15:49 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
بهای تمام این روزها صبر اندکی صبر است .
+ نوشته شده درچهارشنبه 1385/06/29ساعت 23:43 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
برای خدا ..
ای دل
طاقت بیار
.......
+ نوشته شده درچهارشنبه 1385/06/29ساعت 23:24 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
وقتی بفهمی .. که یه آدم .. چقدر میتونه دوستت داشته باشه ...
وقتی راه برگشت نداشته باشی ...
وقتی .
روز غریبی شد امروز
باور کن
+ نوشته شده درچهارشنبه 1385/06/29ساعت 17:50 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
...
عجیب
این
بیراهه ها
در این شبها
می چسبند
...
+ نوشته شده درچهارشنبه 1385/06/29ساعت 1:48 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
Fly me to the moon In other words, hold my hand Fill my heart with song In other words, please be true
Let me sing among those stars
Let me see what spring is like
On jupiter and mars
In other words, baby kiss me
Let me sing for ever more
You are all I long for
All I worship and adore
In other words, I love you
+ نوشته شده درسه شنبه 1385/06/28ساعت 10:12 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
م ن
د ر د
م ش ت ر ک م
.
.
.
م ر ا
ف ر ی ا د کن
.
+ نوشته شده دردوشنبه 1385/06/27ساعت 11:17 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
نشستیم روبروی هم
تو چشمهامون نگاهی نیست
نه با دیدن
نه با گفتن
به قلب لحظه راهی نیست ...
!!!!
+ نوشته شده دردوشنبه 1385/06/27ساعت 11:16 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
منظور من از عشق اینه ...
برای دوست داشتن وقت هست بچه نمونیم میبینیم 
+ نوشته شده دردوشنبه 1385/06/27ساعت 1:9 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
حتما باید اسمتو بگی .. حتما باید ببینمت .. هستی فقط کم رنگ تر ... فقط دورتر .. میخواستم تو خونه مشترک بنویسم اما .. یادم اومد گفتی مرسی از امانت داریت .. خیال کردم که نیام بهتره .. خیال من خیال بی خیالی شده دلقکم .. گذشتم از اینجایی که الان تو وایسادی و داری منو با اشک بدرقه میکنی .. میدونی چیه لااقل الانه میدونم میدونی چی بهم میگذره .. دستت رو بده .. من سردمه .. تو رو این خط منم رو اون یکی ... فاصلمون کاش نور باشه .. کاش دور نباشه .. . کاش بخوابم .. کاش این روزا زود بگذرن .. برن تا نپوسم .
+ نوشته شده دردوشنبه 1385/06/27ساعت 1:8 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
باور کنی یا نه
داره بارون میاد
بوی عشقای زخمی
+ نوشته شده دردوشنبه 1385/06/27ساعت 1:3 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
آروم
آروم ببین
بشنو
بسوز
درد بکش
زجر بکش
بمیر
بساز
باش
...
باید باشی
.
می فهمی ؟
+ نوشته شده دریکشنبه 1385/06/26ساعت 15:5 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
زشت شدم
با این افکار مسخره
با این ترس بی دلیل
با این تنهایی
.
در ابعاد اين عصر خاموش
من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنها ترم.
بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است
.
.
اما به تو ... می بالم .
در درونم
در نگاهم
...
تو همان شاه بیتی که رها میکنمش تا انتهایش خزان نشود
+ نوشته شده دریکشنبه 1385/06/26ساعت 1:26 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
قصه ای نیست ؛ حکایتی نیست ؛ هیچ نیست جز قرار و بی قراری ؛ هیچ نیست جز سکوتی که همه ی نیم واژه های به بلوغ نرسیده را در خود برد . برد به دوری که حالا باید رفت بدنبالش و رهایش کرد . حالا من باید به تو بگویم سفرت به خیر یا تو ... . من پشت سرت آب بریزم یا تو ... . لیلی که به خدا گفت پایان قصه ام زیادی غم انگیز است خندیدم . از غم هراسی نداشتم و ندارم ! پایان قصه اش شد اشک . چیزی بهتر از اشک ؟ ... تشنگی ؛ دریا و آب . لیلی که گریه کرد ؛ خدا که خندید ؛ بیدار شدم ... گریه کردم ... خندیدم . اما .. تو نبودی . حالا ببین که چقدر دلم می خواهد این شعر را هزار باره بخوانم . تمام رازحکایت ما در همین واپسین واژه های برهنه پنهان است ومن به عمد از گفتن آخرین سطر ترانه ام طفره می روم . خیالی نیست که دوباره این خیابان همان خیابان شد . دوباره تک تک این درخت ها شدند ســـنگ صبور . نگاهشان کنی و خیال کنی که آرام شده ای . نه خیال نکن .. باور کن که آرامش در غریبانه ترین روزها هم بوده . باور کن که غنیمتی داشتی به بهای دل . و دلی به هوای دریا . قلمم بوی باران گرفته . امشب هم خواب بی خواب چشمهایم شد . 24/6
+ نوشته شده درشنبه 1385/06/25ساعت 1:27 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
داشتم تو تقویم زرد ول میگشتم
نوشته بودم :
نمیدونم تورو قسمت تنهاییم کنم
یا
تنهاییمو قسمت تو
.
+ نوشته شده درجمعه 1385/06/24ساعت 1:28 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
اینکه
من نمیخوام
تیکه های روحم
مدل پازل کسی یا کسانی باشه
خیلیه ؟
+ نوشته شده درپنجشنبه 1385/06/23ساعت 17:21 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
اینم میدونم
میدونممممممممممممم
من
تو رو
از خودت
بیشتر
دوست داشتم .
+ نوشته شده درچهارشنبه 1385/06/22ساعت 0:47 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
نچ ..
چیزی به نام رخوت
بی اعتمادی
نفرت
دروغ
ریا
فریب
بازی
...
اینا واسه من معنی نداشت
...
ببین ... خوب ببین من شاخ ندارما
فقط میخوام انسان باشم
میخوام آدما رو دوست داشته باشم
میخوام مثه همه نباشم
اما نشد
نمیشه
یه کوچولو میخوام خودخواه بشم
فقط اندازه یه آرامش
لبخند
...
میفهمی که
تو خوب میفهمی
میدونم .
+ نوشته شده درچهارشنبه 1385/06/22ساعت 0:38 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
ووووووووووووی
من
دارم
پووووووووووووووووووووووووووست
میندازم
.
+ نوشته شده درسه شنبه 1385/06/21ساعت 13:37 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
یه وقت بهونه زندگی واسه این دل تنها
حالا غربت پاییزی و پر از برگای زردی
...
این قسمت ما بود ؟؟؟؟؟؟
خدایا ...
من که میدونم
من که می فهمم
باشه
باشههههههههههههههههه
تا آخرشم هستما ...
فقط دریاب
فقط نگام کن
+ نوشته شده دردوشنبه 1385/06/20ساعت 0:32 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
همه زنگ زدن دیگه ... دایی گریه کرد .. نوید خندید .. کیانوش هیچی نگفت .. مامان بغض میکنه ... بابا مثه همیشه خوشحالیش غیرمنتظره ... من .......... اینا همهش ماله یه اسمه ؟ ... نه .. همه هم میدونن نه .......... همه هم میدونن چی پشت این چشما هست .. همه شاید ندونن اما خیلیاشون می فهمن ... خودم دلم میخواد با چشمام باهاشون حرف بزنم ... امروز چقدر این هوا کثافت بود ... چقدر گرم بود ... نفسم در نمیاد ... خوابم میاد ... نا امید نیستم .. می خندم و تف میکنم به همه خریت هام ... حماقت هام .... بچه بازیام ............ هی هی دلقک آرزوها من ... قدیس نا شکستنی من ... می شنوی ؟ لعنت به تو که شناختمت و دوستت دارم لعنت به من که صبور نیستم لعنت به تو و سکوتت لعنت به من و سکوتم ... من نمیخوام ببازم تو هم نمیخوای اما میدونی بازوندیم ؟ میدونی ... من به خودم و تو باختم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میدونیییییییییییییییییییییییییییییییی با تو هستم ... بلند شدی رفتی که چی ؟ غرورت ؟ لعنت به ما آدما با غرورمون من که له شدم چی ؟ چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ .... مهسا من نمیفهمم چی میگی من هیچی نمیفهمم فقط انگار با ذره ذره جونم س میکنم این بدتره سخت تره ... مهساااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خسته م ...
+ نوشته شده دردوشنبه 1385/06/20ساعت 0:23 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
نهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
ندیدی
من میدونم که نه دیدی
+ نوشته شده دریکشنبه 1385/06/19ساعت 17:3 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
هی
دیدی
+ نوشته شده دریکشنبه 1385/06/19ساعت 17:2 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
در خاطرت نگه دار عهدی که با تو بستم
+ نوشته شده دریکشنبه 1385/06/19ساعت 0:51 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
من
پری کوچک غمگينی را می شناسم
که در اقيانوسی مسکن دارد ...
و دلش را در نی لبک چوبینی می نوازد آرام آرام...
پری کوچک غمگينی که شب از يک بوسه می ميرد ...
و سحرگاه از بوسه بيدار می شود...
....
میگم که
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
هی
نفس های سرد من
.
+ نوشته شده درشنبه 1385/06/18ساعت 0:43 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
تولد
یه قدیمی به اندازه یک شب مهتابم . تولد آرزوهات مبارک .
+ نوشته شده درجمعه 1385/06/17ساعت 2:8 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
دلم برات چه تنگه
دنیا دلش چه سنگه . . مسدر اگه بیای به خوابم باور کن خیلی از این مشکلات مرتفع میشه بابا من به کی بگم دلم برات تنگه امشبم مثه همیشه ست با نبودنش چه میکنی هراسی ندارم باش رفیقم این روزا این روزااااااااااااااا
+ نوشته شده درجمعه 1385/06/17ساعت 1:6 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
یعنی اینا خیالیه
فقط یه قاب خیالیه
داشتن تو برای من یه آرزوی ............
.
.
+ نوشته شده درجمعه 1385/06/17ساعت 1:4 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
آره خب
اون هوای هالیوود کرده
میتونه خب
میدونیییییییییییی
میتونه
+ نوشته شده درجمعه 1385/06/17ساعت 1:2 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
...
که چی ؟
چه احساسی داری ؟
...
فقط خدایا ممنون
+ نوشته شده درپنجشنبه 1385/06/16ساعت 11:9 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
به خاطر تو
خدای من
+ نوشته شده درپنجشنبه 1385/06/16ساعت 9:46 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
یعنی اینکه دوباره آره ؟
دوباره خواب
دوباره خوب
دوباره خدا
+ نوشته شده درچهارشنبه 1385/06/15ساعت 10:17 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
زمانی قلبم برای يک آهنگ کوک شده بود : تيک تاک
صدای پای زمان !! ساعت قدمهايش را مدام به رخم می کشيد و به شاديهايم سرکوفت
ميزد .
تو آمدی و برای او آهنگ انتظار را ساختی و گفتی :
برای زندگی کردن بايد عاشق بود و برای عاشق ماندن بايد انتظار کشيد .
.
.
کاش من و تو آرشیو نشیم
کاش ...
من دلم برات تنگ نشه
من .....
خوابتو نبینم
کاش ...
.
+ نوشته شده درسه شنبه 1385/06/14ساعت 10:53 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
آيينه ها دروغ نمی گويند و من
آنقدر صادقم که صداقت را باشوق در پياله ی مسگون صبح
- نوشيدم !
+ نوشته شده درسه شنبه 1385/06/14ساعت 10:50 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
حالا
حالت چطوره
.
من که خیلی خوبم
+ نوشته شده درسه شنبه 1385/06/14ساعت 10:49 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
...
خیلی وقته
دیگه
بارون نزده
...
+ نوشته شده درسه شنبه 1385/06/14ساعت 10:41 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
خب
دیگه
الان
مشترک مرود نظر
در دسترس
نیستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
مفهوه ؟
+ نوشته شده درسه شنبه 1385/06/14ساعت 2:2 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
عاریتی بود
پس میدم
و
فاتحه
واسه فرار راه خوبیه
مطمئن باش که نمیرم البته
+ نوشته شده دردوشنبه 1385/06/13ساعت 1:55 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
با همه این شکستن ها
خورد شدن ها
له شدن ها
و امید ها .... !!!!
.
دارم صفا می کنم
.
می فهمیییییییییییییییییییییییییییییییییی!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده دریکشنبه 1385/06/12ساعت 12:46 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
نمی بینی که می خندم نمی بینی دلم تنگه
+ نوشته شده درجمعه 1385/06/10ساعت 0:36 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
آه ميبينم ميبينم . . دوتا فکر دوتا راه دوتا بیراه دوتا کوه دوتا دره دوتا آسمون !!! نه خدا یکیست آسمون هم دل هم من هم تو هم ما هم !!!!! .
تو به اندازه ي تنهايي من خوشبختي
من به اندازه زيبايي تو غمگينم
چه امید عبثي
من چه دارم كه تو را در خور؟
-هيچ
من چه دارم كه سزاوار تو؟
-هيچ
تو همه هستي من
تو همه زندگي من هستي
تو چه داري؟
-همه چيز
تو چه كم داري؟
-هيچ
+ نوشته شده درجمعه 1385/06/10ساعت 0:34 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
تورو بابت تمام این زجرها شکر میکنم این استواری خودِ زندگیه نبض بودن ما همه بی تو نا تمامیم .
+ نوشته شده درچهارشنبه 1385/06/08ساعت 10:46 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
درست شیش ماه رو ویبره بودم
اما الان دیگه خلاص
فینیش
کات
.
+ نوشته شده درچهارشنبه 1385/06/08ساعت 10:45 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
هردومون نیاز داشتیم به طی کردن این راه .. تا اینجا با هم .. و از این به بعد هم .. حتی اگه دور در کنار هم .. کی بود بهت گفت شاید لازم بوده بزرگ بشید ..!! و این همه حضور نه کمرنگ میشه و نه نابود باشه بینمون باشه واسه روزهای مبادا این به ظاهر آزادی حق تو و منه برای درک این راهی که اومدیم اینجوری آروم ترم و میتونم اون چیزایی که همیشه میدیم رو ببینم اونقدر خسته بودم این مدت که ... که با تو بودن رو هم فراموش کردم ! اونقدر که انگار نه انگار که خدایی هم هست ! میخوام برگردم .. به شور اون روزا که تو میدونی ُ بس خدای خوب من دور نیست زنگ خنده ای بی دلیل و بهانه دور نیست شوق پرواز پروانه شو .. به دورها و دورها . آزاد و آزاده
+ نوشته شده درچهارشنبه 1385/06/08ساعت 10:43 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
آره
از عشق تو
بی خوابیم عالمی داره .. !!!!
+ نوشته شده درچهارشنبه 1385/06/08ساعت 2:24 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
به این کوهه نمیومد این قده تند تیز باشه ها
.
هاییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
ن ف س های سرد من
.
+ نوشته شده درچهارشنبه 1385/06/08ساعت 2:20 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
قرار گذاشتم
با
.
.
.
+ نوشته شده درچهارشنبه 1385/06/08ساعت 2:17 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
تموم مردونگیش سیبیلاش بود و عربده هاش ...
+ نوشته شده درچهارشنبه 1385/06/08ساعت 2:8 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |