برای آخرین بار
داره میباره
تو این شب کویری
یه قطره از ستاره
+ نوشته شده دریکشنبه 1385/11/15ساعت 15:11 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
ح ـــــــــــــــــــــــــ ر ـــــــــــــــــــــــــــــ ف زیاده
اونقدر زیاد که .............. اگه گفتی ؟ ... ولی من میگم نمیشه قدر یه بوسه .. نه نمیشه ... نمیشه قدر یه دوست دارم گفتن توی نگاهی و گم شدن در نگاهی و عاشقی در نگاهی
+ نوشته شده دریکشنبه 1385/11/15ساعت 15:2 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
خونش را نریخت تا برایش خون بریزیم و سر و سینمان را چاک چاک کنیم. به سبک علی برای خدا از همه چیزش گذشت و نماز زیر تیر را به رخ مان کشید. شجاعتش را روی نیزه نکرد تا اولی و دومی و سومی به ریش سفیدش بخندند و عاشورا را به یمن کشتنش روزه بگیرند. زیر لب قاتلان مادرش را لعن می کرد و دستهای علمدارش را برای لبهای تشنه ی بچه های برادرش داد! حسین برای یک دنیا درس گرفتن هم کم است. ۱۴۰۰ سال فاصله را بهانه جشن تان نکنید. اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذالک.
+ نوشته شده درجمعه 1385/11/06ساعت 19:4 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |