تبليغاتX
دو خط بی فاصله

دو خط بی فاصله

فاصله اي اگر نبود، من و تو ما ميشديم...

امروز کنار ساحل منتظرم بودی یا زیر سایه بیابان؟

اشک ریختی و دلتنگ شدی و بزرگ؟

خندیدی و بوسیدی؟

ببخش که دیر آمدم.

+ نوشته شده دریکشنبه 1386/02/30ساعت 21:5 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


دستهایمان خالی

دل هامان پر

+ نوشته شده درشنبه 1386/02/29ساعت 16:48 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


امروز توی اب شور که نیامدی.

اما کنار آب از ته دل به من می خندیدی.

هوس کرده بودم هول ات دهم توی اب.

دل ات برای خواب های طلایی تنگ شده بود ...

دیدی دیشب کجا بودی؟

+ نوشته شده درشنبه 1386/02/29ساعت 14:10 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


امروز تو را دیدم.

پشت کوه بودی.

تو را دیدم و بغض کردم و کمی گریستم.

چرا سلام نکردی؟

امروز و هر روز تو را می بینم.

پشت کوه.

وقت طلوع و غروب .

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/02/26ساعت 19:32 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


باید به سختی های بزرگ تو فکر کنم

تا

سختی های کوچکم را از یاد ببرم.

...

 

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/02/26ساعت 11:38 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


من

اینجا

قدم هامون رو

شماره میکنم

...

 

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/02/26ساعت 11:35 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


نظرت چیه اینجا بنویسم؟

از گرمای یه شهر داغ. داغ نه مثل تنور.

اینجا کباب نمی شی. آب پز میشی. داغ و شرجی.

آدماش سیاه رنگ و سفید پوشن.

این ماه و ماه بعد اینجا غریبه خیلی کم پیدا میکنی. همه اش محلی اند.

زندگی بین این آدما و اینجا... جالبه، و از دور.... ترسناک!

+ نوشته شده درجمعه 1386/02/14ساعت 22:46 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


به اینجا دل بستم. مثل همه چیز و همه جا که نشونی از تو داره. حالا هم که من اینجا، هزاران کیلومتر اینورتر کنار تو . هزاران کیلومتر اونورتر.

می بینی هنوز کنار همیم.

+ نوشته شده درجمعه 1386/02/14ساعت 22:42 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


اینو یکی از دوستام برام فرستاده ... کادو تولد

+ نوشته شده درشنبه 1386/02/08ساعت 10:31 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


تولد تو.

این موشا اگه از هم جدا بشن، خراب میشن!

+ نوشته شده درپنجشنبه 1386/02/06ساعت 12:37 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |