تبليغاتX
دو خط بی فاصله

دو خط بی فاصله

فاصله اي اگر نبود، من و تو ما ميشديم...

باور ِ این همه خوشحالی تو ...

باور عزیزی ست برای دل ِ من ...

باور کن .

.

.

پ.ن:

دیشب. ولیعصر .

+ نوشته شده دردوشنبه 1386/07/30ساعت 14:59 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


خدا خدا میکنم

تو را صدا میکنم

+ نوشته شده دریکشنبه 1386/07/29ساعت 8:32 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


ممنونم

به خاطر

همهمه خنده هامان

خدای خوبم

ممنونم

...

و از تو

که یار

یار و غمخواری

عزیزترینم

 

+ نوشته شده درجمعه 1386/07/27ساعت 12:2 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


بی عدد پیش برویم نکند این همه حساب و کتاب نوشته را از دست بدهیم و نیامده را گم کنیم.

اما خوب... باشد.

بی عدد پیش برویم!

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/07/25ساعت 20:42 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


فكر ميكردم كه :

بادبادك ها

در اوج

ريسمان هايشان را پاره مي كنند. (؟!)

.

.

.

چه سخت ميشود  فكر در بي فكري

.

.

.

مي گذريم در طول گريه هامان

آري

مي گذريم !

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/07/25ساعت 19:46 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


 

بی عدد پیش میرویم !!!!

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/07/25ساعت 19:45 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


 

آدم نباید تو رندگی مات و مبهوت بمونه !!!

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/07/25ساعت 9:42 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


دارم حرف می زنم

از

همین چند خطِ مانده برای نوشتن

برای ماندن

برای بودن ...

...

برای تو

.

 

+ نوشته شده دردوشنبه 1386/07/23ساعت 13:11 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


متوجهی که

دارم حرف میزنم

از اینجا

که

شب ها

پُر از ستاره می شود ...

 

+ نوشته شده دردوشنبه 1386/07/23ساعت 13:8 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


من دلم نه آی دارد

نه وای

نه هیچ چیز دیگر ...

.

.

.

من دلم تو را که دارد ... هیچ نمی خواهد دیگر

کم ندارد دیگر

ساکت می نشیند و لذتت را می برد

هی

مدام

و

بی وقفه ...

 

+ نوشته شده دریکشنبه 1386/07/22ساعت 11:35 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


ثسالا زاهسف؟

 

+ نوشته شده درشنبه 1386/07/21ساعت 13:38 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


 

از این میترسم که منم با خودم دچار فَرق شده باشم ...

...

چشمای پر بغضت گواه ِ ماجرا ...

 

+ نوشته شده درشنبه 1386/07/21ساعت 12:21 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


دل درد

با

درد ِ دل خیلی فرق میکنه هاااااا

 

+ نوشته شده درشنبه 1386/07/21ساعت 12:20 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


تب دارم.

تنهاییم تنها نیست.

نترس و نگران نباش.

با همیم.

خوش.

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/07/18ساعت 19:7 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


گره بزن دستهایت را به دستهای من.

می...بوسم

می...خواهم

می...توانم

می...

شک نکن.

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/07/18ساعت 0:19 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


پرنده.

وقتی که می بینمت اینطور دنبال آشیونه می گردی تا باد و بارون آزارت نده.

می میرم و زنده می شم.

خدایا.

+ نوشته شده دریکشنبه 1386/07/15ساعت 17:58 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


آدم ها را که کنار بزنی...

به امید می رسی. به ایمان، به آرامش.

می بینی...

کاش می شد به همین راحتی آدم ها را کنار زد.

 

+ نوشته شده دریکشنبه 1386/07/15ساعت 17:56 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


کی برویم حج؟

امسال یا دو سال دیگر؟

حالا که طلبیدمان بجنب!

+ نوشته شده دریکشنبه 1386/07/15ساعت 17:53 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


بیست و سوم بود.

حرم.

من و تو و این صحن و آن صحن.

سحر که شد...

دوتایی چقدر در سجده باریدیم.

و خدا که طلبیدمان.

 

+ نوشته شده دریکشنبه 1386/07/15ساعت 17:53 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


امید

برای جبران غم هاست

شاید ...

...

..

.

دیگه نوبت پاییز ِ

 

+ نوشته شده دریکشنبه 1386/07/15ساعت 13:53 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


ماه رمضون بی بارون نمیشد

ممنونم خدا جونم

ممنون

+ نوشته شده دریکشنبه 1386/07/15ساعت 13:45 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


ُبيست و يك ماه رمضون و اشك تو. بغض من. خدايا چرا فرشته ها گريه مي كنن؟

+ نوشته شده درسه شنبه 1386/07/10ساعت 20:22 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


2sal pish :

Name to 19 ramezoon be dastam resid ...                                                    

 

Shabe 19 ramezoon shabe ghadr bood , behtarin shabe sal .

Yeki az doahaye ke kardam in bood : Khodaya , agar eshghe paki ke hamishe azat mikhastam hamine , azam nagiresh !
 

Hamin .
Doostarat

.

.

.

emsal :

Emsal sejde shokr be ja miaram o migam
KHodaya be khatere tamame ehsas haye zibaye khoob o badi ke tooye in 2 sal behemun cheshundi , bekhatere hozooret , bekhatere mojezehaye faravoonet , bekhatere nooret, bekhatere hame khoob o bade man , bekhatere bozorg shodanemun , bekhatere paybandimun be ghol o ahdemun , bekhatere tavajohet .... Shokr.
Bande navazi kardi.
MEnat bezar o Lotfet ro darigh nakon .
Age aberooye nadarim ...
Bekhatere aberooye in ruz, bekhatere aberooye sahebe in ruza.
Bekhatere kasi ke esmesh verde zabunemune , ke amalesh ham beshe sar mashghemun .
Bkhatere Ali.

+ نوشته شده دردوشنبه 1386/07/09ساعت 14:3 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


فکرش رو که می کنم پر از شعف می شم.

۲ سال پیش این لحظه ها من با تمام احساس ...

از خدا خواستم تو رو به من ببخشه.

.

.

.

ماه من میشی؟

ــ اگه لایق بدونی، آره.

(خنده،اشک،...)

+ نوشته شده دردوشنبه 1386/07/09ساعت 5:52 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


شد سحر سالگردمون.

یادته؟

من اون شب تا سحر نخوابیدم.

تو هم؟

+ نوشته شده دردوشنبه 1386/07/09ساعت 5:48 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


اسمم چيه ؟

ليلي !!!!

اسمت چيه ؟

مجنون !!!

+ نوشته شده دریکشنبه 1386/07/08ساعت 11:53 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


خدا جون

اجازه هست

امشب

دوسالگي اين عشق رو جشن بگيريم

فقط و فقط تو آغوش تو ؟ !!!

+ نوشته شده دریکشنبه 1386/07/08ساعت 11:51 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


It’s a rainy night in Paris,
And the harbour lights are low.
He must leave his love in Paris
Before the winter snow;

On a lonely street in Paris
He held her close to say,
“We’ll meet again in Paris
When there are flowers on the Champs-Elysees.”

“How long” she said “How long,
And will your love be strong,
When you’re across the sea,
Will your heart remember me?…”

Then she gave him words to turn to,
When the winter nights were long,
“Nous serons encore amoureux
Avec les couleurs du printemps…”

“And then” she said “And then,
Our love will grow again.”
Ah but in her eyes he sees
Her words of love are only words to please…

And now the lights of Paris
Grow dim and fade away,
And I know by the light of Paris
I will never see her again…

+ نوشته شده دریکشنبه 1386/07/08ساعت 11:49 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


ببین

ببینم که می خندم

...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دیروز

تو ماه بودی

و

من

ستاره ....

....

کدوم ستاره ست  تورو ببینه و لذت نبره ؟

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/07/04ساعت 9:59 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


به سالگرد عاشقیمان که رسیدی...

خدا را ببوس.

+ نوشته شده درسه شنبه 1386/07/03ساعت 20:3 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


راستی نماز و روزه هایمان را خدا کند خدایمان قبول کند. علی الخصوص روزه ای که افطارش با تو بود.

+ نوشته شده دردوشنبه 1386/07/02ساعت 21:56 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


خدای رمضان شده برای تو هوای تاب و تبی که گاه شلوغ می کند و گه آرام است. هوای پاییز امسال بارانی شده گوشه اتاقت. به آیینه زندگی ات نگاه می کنی و چه می بینی که اینطور مصمم و آرام قدم بر می داری؟ به خیالت شل شدم یا بی تاب تر از همیشه که بی تابی می کنم. نه. تکیه به من بده که وقتی درختی استوار تکیه به درختی دیگر می دهد ... باید آنقدر ریشه بدواند تا قد خم نکند. همان درختی دیگر!

+ نوشته شده دردوشنبه 1386/07/02ساعت 21:55 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


سکوت

آرامش

اشک

...

 

+ نوشته شده دردوشنبه 1386/07/02ساعت 15:31 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |