دو خط بی فاصله عشق را میان این لحظه ها می شود پیدا کرد. میان کابوس های شبانه تو. میان آمد و رفت نجواهای گنگ ات در خواب. میان دلتنگی ات در بیداری. میان بوسه هایت. میان چشم پر اشک ات. میان گرمای دستت. میان هر چه اینجا نمی شود گفت!
+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/09/28ساعت 19:24 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
من بی نام تو حتی یک لحظه احتمال ندارم . . . خدایا ...
+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/09/28ساعت 9:44 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
ما واژگانِ عجيب ديگری از دريا،
از عطرِ عشق و عبورِ نور نوشتهايم،
ما به خاطر تو
از انتهای سدر و ستاره آمدهايم،
از اين به بعد
تکليفِ بوسه و باران با ماست،
تولدِ بیسوالِ ترانههای تو با ماست،
ما به جای تو از عطرِ عشق و عبورِ نور خواهيم سرود،
و تو با ما از اسامیِ روشنِ آسمان خواهی گفت،
و ما دوباره ترا
به دورهی دورِ همان واژههای مکررِ خودت بازخواهيم برد.
باور اگر نمیکنی
اين دستخطِ آشنای خداوند است.
“سید علی صالحی”
برای تو که هستی ...
+ نوشته شده درسه شنبه 1386/09/20ساعت 7:30 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
حساب کتاب که میکنم می بینم بیش از اینها باید باشم ....
و بیش از اینها باید گوش را بست و
نشنیده گرفت بعشی آدمها را .
+ نوشته شده درسه شنبه 1386/09/20ساعت 7:28 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
بو کن. بوی پر می دهد تنش! بوی تن خیس خورده. بوی عشق بازی شبانه!
آرام باش و آهسته نجوا کن.
امشب دوباره با همیم.
امشب تن ات را می بویم.
+ نوشته شده دریکشنبه 1386/09/18ساعت 23:51 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
بی تابم
و این بی تابی
شادم میکند
+ نوشته شده درجمعه 1386/09/16ساعت 23:20 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
داره بارون میاد . نشستم و می نویسم و به نوشته هام فکر نمیکنم اما .... اما .... اما خوشم .با همین چند خط بی درد خودمان . دوتایی با هم بودنمان . راستی گوشی سامسونگ یک سالش شد و و همراه اون یه دنیا خاطره . روزای اول من چقدر حول شنیدن صدات بودم . یادته ؟ چقدر استرس کنکور داشتیم . چقدر می خندیدیم . چقدر تنهایی اشک می ریختیم .... باور گذشت زمان چقدر سخته . و چقدر بد که ما ها یه جاهایی میمونیم و فکر نمیکنیم می پوسیم . من لبریز از حس روشنی ام این روزها ... حس صبر ... و صبر چقدر قشنگه .. چقدر آرومم .
+ نوشته شده درجمعه 1386/09/16ساعت 11:15 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
A time for us, some day there'll be A time for us, at last to see And with our love, through tears and thorns For you and me
And with our love, through tears and thorns A world of shining hope for you and me ...
When chains are torn by courage born of a love that's free
A time when dreams so long denied can flourish
As we unveil the love we now must hide
A life worthwhile for you and me
We will endure as we pass surely through every storm
A time for us, some day there'll be a new world
A world of shining hope for you and me
We will endure as we pass surely through every storm
A time for us, some day there'll be a new world
A world of shining hope for you and me
+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/09/14ساعت 13:20 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
بارون که می باره
باز یاد تو می افتم ....
...
+ نوشته شده دردوشنبه 1386/09/12ساعت 15:52 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
دستت رها نمی کنم
تا جایی
به نام ِ
ا ب َ د
+ نوشته شده دریکشنبه 1386/09/11ساعت 13:46 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
خواستنی های دلم چه کم شده اند ...
+ نوشته شده دریکشنبه 1386/09/11ساعت 13:44 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
هوا بوی نم گرفته
...
+ نوشته شده دریکشنبه 1386/09/11ساعت 13:43 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
هه ...
خندم میگیره وقتی خونسرد شدم مثه آدما ...
شدم ...
اما عوض نه !!!
مثه خودشون شدم و میگن که .......
ای بابا ...
چقدر موضوعات زیادی دارم واسه خندیدن.
+ نوشته شده درشنبه 1386/09/10ساعت 15:29 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
خوب باش. مثل خوب من.
ماه باش مثل ماه من.
عاشق باش مثل عشق من.
تا دلم کمی هوایی ات شود.
/
دیشب با ماه حرف می زدم.
+ نوشته شده درجمعه 1386/09/02ساعت 20:23 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
تو
من
پویا
من
تو
پویا
خنده
خنده
تلخ و سنگین ... نگاه پویا
و چقدر اشک ریختم توی امامزاده ... شاید برای دل خودمان !
یا آنها ...
یا
.
.
عجب شبی بود ...
+ نوشته شده درپنجشنبه 1386/09/01ساعت 22:16 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |