تبليغاتX
دو خط بی فاصله

دو خط بی فاصله

فاصله اي اگر نبود، من و تو ما ميشديم...

باید که جمله جان شوی

تا لایق جانان شوی

+ نوشته شده درجمعه 1386/10/21ساعت 8:15 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


من بودم

تو بودی

باران بود

 

+ نوشته شده درپنجشنبه 1386/10/20ساعت 17:1 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


 

همین

همین ساعت بی شماطه ی بی نام و نشان لبخند

همین

همین یک قلم

 

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/10/19ساعت 13:52 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


چه آرشیو نابی داریم ... زمستون پارسال .

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/10/19ساعت 13:50 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


نمیدونم چرا دیشب تا حالا پریشونم .

تمرکز ندارم

سرم داره منفجر میشه

....

گمونم دو رکعت نماز ...

آرومم کنه

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/10/19ساعت 13:47 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


 

چیزی بیش از ۱۵ روز

 

+ نوشته شده درسه شنبه 1386/10/18ساعت 13:17 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


و زمین

همچنان بهانه است

برای ما

برای آرزوهامان

....

پ.ن:

توی تاکسی راننده می گفت : به قول مادرم خدا بیامرز زندگی رو هر جور بچرخونی میچرخه . فقط راست بچرخونش . راه راست !!!!

پ.ن۲: عجیب دلم هوای مهربانی چشمهات را کرده ....

توی این برف ریزان و بهشت ... خاطراتمان گرمم میکند . و میخندم به عشقت

+ نوشته شده درجمعه 1386/10/14ساعت 12:35 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


روز هجران و شب فرقت يار آخر شد
زدم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شد
آن همه ناز و تنعم که خزان می فرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شکر ايزد که به اقبال کُله گوشه گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
صبح اميد که بد معتکف پرده غيب
گو برون آی که کار شب تار آخر شد
آن پريشانی شبهای دراز و غم دل
همه در سايه گيسوی نگار آخر شد

باورم نيست ز بد عهدی ايام هنوز
قصه غصه که در دولت يار آخر شد
ساقيا لطف نمودی قدحت پر می باد
که به تدبير تو تشويش خمار آخر شد
در شمار ار چه نياورد کسی حافظ را
شکر ! کان محنت بی حد و شمار آخر شد
“حافظ”

+ نوشته شده درسه شنبه 1386/10/11ساعت 22:49 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


باز

تا آخر دنیا ....

+ نوشته شده دردوشنبه 1386/10/10ساعت 13:59 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


آره

این قشنگترین احساسِ

+ نوشته شده درجمعه 1386/10/07ساعت 12:47 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


این روزها روزهای صبر است  و تمام .

آدمها برای یکی شدن

باید

خیلی

صبور باشند .

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/10/05ساعت 13:5 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


نیکو راست می گفت که یا من ناشکرم یا تو بی اعتنا ؟

نه

نه نه

اولی ست اگر هم باشد

که نیست !!!

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/10/05ساعت 13:4 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


آخرش هم دلم را جا گذاشتم توی چشمهات

حالا هم که دوری ...

...

اولش هم خدا را شکر

+ نوشته شده درچهارشنبه 1386/10/05ساعت 13:3 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |


همیشه دلم میخواست همینجوری آروم بمونم .

+ نوشته شده دردوشنبه 1386/10/03ساعت 14:40 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |