تو
به آن می ارزی
که گریه بارانم را
به تو تقدیم کنم
+ نوشته شده دردوشنبه 1388/01/24ساعت 12:52 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
دیشب تا نیمه های شب
هم آواز باران شده بودیم
+ نوشته شده دردوشنبه 1388/01/24ساعت 12:51 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
در شبی چنین که باران بی روا بر ساحت شهر می بارد
چه خاطره ها
نغمه ها
که سر می دهیم
در
دل
+ نوشته شده دردوشنبه 1388/01/24ساعت 1:57 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
در شبی چنین شگفت
در شبی که باران ، بی امان ، بر ساحت شهر می بارد ...
با عزیزانی ، خاطره می سازیم
برای امروز و فردایمان
...
۲ نیمه شب ۲۴ فروردین
+ نوشته شده دردوشنبه 1388/01/24ساعت 1:55 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
چه سعادت غمگینی ست
نفهمیدن باران
درست در لحظه استغنا
...
باران ۵شنبه ۲۰ فروردین
+ نوشته شده درجمعه 1388/01/21ساعت 12:47 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
آه ...
ای نسیم پابرهنه
+ نوشته شده درجمعه 1388/01/21ساعت 12:44 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
سادگی، آوازی نیست که در ازدحام این زندگان زمزمهاش کنیم.
+ نوشته شده درسه شنبه 1388/01/18ساعت 11:53 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
از ساعت متنفرم...از این اختراع غریب بشر که لحظه های نبودنت را به رخ دلتنگی هایم میکشد”
+ نوشته شده درچهارشنبه 1388/01/05ساعت 8:45 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
اینجا میتونه یه خونه باشه
+ نوشته شده درچهارشنبه 1388/01/05ساعت 8:39 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
خو کردم
+ نوشته شده دردوشنبه 1388/01/03ساعت 12:0 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
کتاب میخونم فیلم میبینم کتاب میخونم فیلم میبینم
+ نوشته شده دردوشنبه 1388/01/03ساعت 11:58 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
از دست نریم دستی دستی
+ نوشته شده دردوشنبه 1388/01/03ساعت 11:58 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |
دقیقا هیچی
+ نوشته شده دردوشنبه 1388/01/03ساعت 11:57 توسط ما .. دو خطیم .. بی فاصله |